20 - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:47
مثل خیلی وقت ها نمیدونم چی بگم؛ ولی عزیز من، متاسفم که نفهمیدی نوزده سالگی چطور برات از راه رسید و گذشت و چطور به سرعت تموم شد؛ متاسفم که فکر میکنی نسبت بهش بی تفاوت و فراموشکار بودی و به همون اندازه هم خوشحالم و بهت افتخار میکنم که چقدر در آخرین سال نوجوانیت رشد کردی و بی نهایت اتفاق رو از سر گذرون...
- تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:47
خداحافظ تابستان قشنگ پر از آخرین ها و اولین ها...
“?And I smiled: “That’s all - تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 8:24
- برای سال جدید..چیزی ازم نمیخوای؟ قولی بدم یا هرچی.- خودتو دوست داشته باش.
The moon cradle - تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 8:24
Praise begi ings, praise the end...Praise the song and praise the singerدارم به پادکستی که این شعر رو میخونه گوش میدم و فکر می کنم که من دلم تنگ میشه. من الان, توی این لحظه ام و همین الان دلتنگشم. دلتنگ آرامش اتاقم و بعد از ظهرهای بهار و تابستون که میشه پنجره رو باز کرد و به پرده و برگای نو که با نس...
...Such a mood - تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 8:24
این وسواس نسبت به Productive و مفید و خلاصه هر چیزی به جز یک شبح سرگردان خواب آلود خیره به صفحه ی موبایل بودن باعث میشه با توجه به کمبود امکانات و در اصل کمبود انگیزه بیخیالش بشم و برگردم به همون رول شبح ولی با حس بی قراری و اعصاب خرد.
Memories bring back memories - تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 8:24
یه چیزی میخواستم بگم ولی..یادم رفت.به ماه امشب میگن ابر ماه. چقدر قشنگ و جادوییه. چقدر قشنگه که با دیدنش برای اولین بار دلم خواست زنگ بزنم به یکی و بگم هی! ماه رو می بینی؟؟ :))) یا آرزو کردم بتونم از
It's hard to define life - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:36
خیلی بی مقدمه پرسید: به نظرت همه ی اینا، کلِ زندگی یه خواب نیست؟
When you are out of ideas - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:36
چرا گالریم اینجوریه؟! :| :))باید یه فولدر باز کنم "دست هایش..!" + این پست فاقد هر گونه ارزش مادی و معنوی می باشد.
?Are we all lost stars - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:36
ببین..من؟ من خیلی چیزها هستم. من میتونم سریع فراموش کنم، میتونم سریع ناامید بشم جوری که انگار دنیا به آخر رسیده، و سریع خوشحال بشم انگار که ستاره ها رو داده ای بهم.من میتونم مسخره ترین تناقض ها رو داش
آنچه گذشت یا " ۳۰ آبانِ دوست داشتنی" - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
Hey guys, we're back۱- این چند روز باعث شد بفهمم که به طرز نگران کننده ای به اینجا وابسته ام. میگم نگران کننده، چون همیشه میدونستم ها، ولی الان دوباره برام کاملا واضح شده که هیچ چیز موقتی تر و "سراب
I've got voices in my head - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
فرار از این مودِ اجتناب ناپذیر هم غیرممکنه.این فکر که ما فقط بلدیم موقعیتای مزخرف و ناراحت کننده و بی اهمیت رو یکم قشنگ تر از چیزی که هستن بنویسیم.
Tired of time - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
پارسال همین موقع، همین ماه ریدینگ چلنج گودریدز رو با موفقیت تموم کرده بودم و هفتاد و شیش تا کتاب خونده بودم.وات د چجوری واقعا :|چتری داشتم و مدام مجبور می شدم از جلوی چشمام فوتشون کنم.سر چیزایی ناراحت و عصبانی می شدم که الان وقتی بهشون فکر میکنم بی تفاوت تر و خسته تر از اونی هستم که حتی ابرو بالا بن...
Late night conclusions - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
*ما وجود نداریم مگر وقتی کسی باشد که بتواند ببیند ما وجود داریم. خب این نظریه خیلی جای بحث داره. نظر شما چیه؟ *آنچه می گوییم هیچ معنایی ندارد مگر زمانی که کسی بتواند آن را بفهمد. در میان دوستان بودن ی
Just a regular and legendary one - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
یکیم نیست نصفه شبی پیشش یکم هوار بزنم و انقد فن گرلی کنیم تا بپوکیم.هوفعجب اجرایی بود :|(همانا که حتی اگر آرمی یا علاقمند نیستین هم پیشنهاد می شود برین ببینین D: Melon music awards 2019_ BTS performance )
They were red & yellow, those highlights - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:42
از جمله لحظات کوتاهی که این چند روز یه گوشه ای نوشتم تا یادم بمونه:صبح ساعت چهار یدفعه بیدار شدم. رفتم کنار پنجره، پرده رو کنار زدم و شفاف ترین و قشنگ ترین حالت آسمون رو دیدم :) هنوز تاریک، ولی پر از
October 26th - تاریخ: 1398/8/11 ساعت: 14:42
امروز هوا سفید بود. همون هوایی که وقتی پاییز میاد اینجا، اکثر روزها رو بی روح میکنه و من بهش میگم هوای سفید. چون همه جا روشنه ولی انگار نور نیست. همه جا رنگ پریده است ولی برف نیست. پرده رو که میکشی اتاق نه روشن میشه نه تاریک. یه حالِ معلقی داره.ولی خب، بد هم نبود. یه حسِ..صلح آمیز و آروم داشت. یکم ن...
The weight of memories - تاریخ: 1398/8/11 ساعت: 14:42
خب من هر وقت که چشمم میفته به اون کوله پشتی سرمه ای عزیز که چهار سال همراهم بود و باهام راهنمایی و دبیرستان رفت و فوق العاده راحت بود و این آخرا روش هم پر از پیکسل های خوشگل بود و حتی یکعالمه سفر هم ه
None of them lasts forever - تاریخ: 1398/8/11 ساعت: 14:42
بسلامتی یه مدت گذشت و حالا دیگه حوصله این قالبو ندارم :| ولی کی حال داره یعالمه بگرده دنبال یه قالب مینیمال سفید خوشگل که خیلیم ساده نباشه و به درد توییت نویسی هم بخوره.بعضیا چجوری چند سال با یه قالب میمونن O__o
Ideal mood - تاریخ: 1398/8/11 ساعت: 14:42
از لحاظ روانی احتیاج دارم یکم از اون داستانای کوتاه سلینجر رو بخونم و چایی بخورم و یه موسیقی بیکلام هم پخش بشه در حالیکه بارون هم داره آروم می باره.
You're an angel in disguise - تاریخ: 1398/8/11 ساعت: 14:42
Congratulations, you've beenPretending to be human...So wellAngel_Fi eas ( در خانه رژه رفته و میخواند کانگرَجولیشنز... =))